السيد محمد حسين الطهراني
29
امام شناسى (فارسى)
درجه از بدبختى و زبونى بودهاند كه شخصى كه بدون امام بميرد مانند آنان جان سپرده است ، گرچه فعلا از قرآن و سنّت پيغمبر اكرم تبعيّت مىكند ، ولى در عين حال چون امام را مربّى خود نمىداند ، و احكام اسلام را طبق سليقه و تشخيص خود به جاى مىآورد همانند مردمان جاهليّت است . اهل جاهليّت ، با ملت اسلام از نقطه نظر شقاوت و سعادت در دو قطب مختلف و متباعد از يكديگر قرار دارند . تمام نكبتها و زشتىها و رذائل اخلاقى و مفاسد اجتماعى و كژ روىهاى عقيدتى در آنها موجود بود : آدمكشى ، قربانى كردن طفل و جوان خود را در برابر بت ، زير خاك نمودن دختر زندهء بىگناه ، شرب خمر ، دزدى و قطع طريق ، قمار ، و ربا به حدّ اعلى و مضاعف ، زنا و هتك نواميس ، شرك و بتپرستى عميق و ساير مفاسد روحى ، قساوت دل ، مادّهپرستى ، فقدان حميّت و انصاف . امّا در تربيت اسلامى رحم و مروّت ، صفا و وفا ، ايثار و اغماض ، حيا و عفّت ، خداشناسى و عبوديّت ، معاملات از روى تراضى ، حفظ حقوق فردى و اجتماعى ، فداكارى براى هدايت كفّار و مشركين ، يتيمنوازى و احسان به فقرا و مستمندان ، روشنى دل ، حصول يقين ، انشراح صدر ، و تجلّى انوار ملكوتيّهء الهيّه در قلب ، به طورى كه اين ملّت را ملّت علم و آن را ملّت جهل ، اين را نور ، و آن را ظلمت ، اين را ترقّى و تكامل ، آن را جمود و نقصان ، اين را طيران و پرش ، آن را توقّف و تقيّد مىتوان شمرد . و همهء آن رذائل براى آن ملّت بخت برگشته از ناحيهء جهل آنان ، و اين همه فضائل و ملكات براى ملّت اسلام به علّت علم و سعهء نور در وجود و روح آنان بوده است . و لذا آن زمان را قرآن مجيد به زمان جاهليّت نامگذارى نموده است ، و اين زمان را اسلام . مسلمانان در اثر مواجهه با پيامبر اكرم و تعليمات آن حضرت در قطب مثبت آمدند ، اهل جاهليّت به علّت فقدان راهنما و قطع رابطه با هدايت الهى در آن قطب منفى قرار گرفتند . لذا عنوان جهل به جاى بزرگترين سبّ و لعن و دشنام و اظهار تنفّر و انضجارى است كه قرآن مجيد بر آنها روا مىدارد ، و عنوان جاهليّت را كه معرّف و نام فاميلى در شناسنامهء آنان قرار داده است حاكى از آنكه تمام اين مفاسد ناشى از جهل بوده ، و جهل بزرگترين گناه نابخشودنى آنانست . و در جائى كه عنوان جهل و جاهليّت را ذكر مىكند ديگر محتاج به ذكر هيچ عيب دگر